طباطبایی نایینی.در ساعات پایانی شب سری به سعادت آباد بزنید!!!!

 

انتخاب - سیدحمیدرضا طباطبایی نماینده نایین، خور و بیابانک در نطق میان دستور خود با بیان اینکه رعایت اخلاق سیاسی بین کارگزارن نظام امری واجب است، گفت: جای بسی تعجب است که بزرگترین گناهان که در شعائر دینی و اسلامی مذموم ترین صفات اخلاقی است، در کارگزاران نظام بیشتر دیده می شود. غیبت، تهمت و دورغ بیش از آنکه در امور فردی مذموم است، در امور سیاسی و اجتماعی مذموم است؛ پس چگونه است که داعیه مهرورزی داریم، اما بدترین برخوردهای اخلاقی را نسبت به هم مجاز می دانیم. در اعمال ریاست هم می توان متخلف بود ولی برخورد با آن نباید اینگونه باشد که وزیر را در حال ماموریت یا چند روز مانده به پایان دوران کابینه و استاندار را به علت شرکت در یک جلسه، عزل کرد. وی ادامه داد: مجلس و نمایندگان ثمره و چکیده ملت ایران و مظهر والای مرجع مشورتی برای همه ارکان نظام هستند. چگونه است که در اجرای وظایف قانونی خود را از این امتیاز بزرگ محروم می کنید و حتی بصورت علنی با بخشنامه، مشورت با نمایندگان را موجب عقوبت و بازخواست تلقی نموده اید؟ در بسیاری از استان های کشور مسئولان اجرایی و نمایندگان با تعامل سازنده به خدمتگزاری مشغولند. این تصمیمات چه سودی برای نظام و انقلاب خواهد داشت؟ نماینده نایین بیکاری را دغدغه همه خانواده‌ها دانست و تاکید کرد: جوانان تحصیلکرده که با صرف هزینه های کلان دانش آموخته اند و در خانه ها بیکار نشسته اند، علی رغم فرصت های اقتصادی مناسب و درآمدهای بالای کشور که زمینه ایجاد اشتغال بود، کاری صورت نگرفت و بیشتر درآمدهای کشور صرف کارهای تبلیغاتی شد و این مشکل بزرگ هنوز پابرجاست. طباطبایی افزود: چه در این دولت و چه در دولت های سابق همه این واقعیت را قبول داشتند که درآمد کارکنان دولت کفایت هزینه های آنها را نمی دهد، خصوصا در شهرهای بزرگ و تهران می دانند که کارمندان با حقوق جاری قادر به پرداخت هزینه مسکن و خوراک و فرزندان خود نیستند. آیا این مشکل در هیچ دوره ای حل شد؟ پس چطور انتظار داریم که زمینه مفاسد اداری وجود نداشته باشد؟ وی گفت: نگرش صاحبان ثروت به کارمندان دولت در همه قوا به لحاظ همین نقص بزرگ نگرشی عزتمندانه نیست و این خود باعث بروز فساد اداری در بدنه قوا گردیده است. این نماینده مجلس با بیان اینکه آثار مستقیم مشکلات اقتصادی کشور تورم و گرانی و بیکاری است، خاطرنشان ساخت: نتیجه غیر مستقیم این وضعیت افزایش جرایم مالی و اخلاقی و اجتماعی است که زیربناهای انسانی و اجتماعی جامعه را تخریب می نماید و به راحتی قابل جبران نیست. طباطبایی خطاب به مسئولان اظهار داشت: در ساعت پایانی شب سری به برخی نقاط از جمله سعادت آباد بزنید تا ببینید مرفهین بی درد با اتومبیل های آخرین مدل چگونه با احساسات مردم شریف و متدین بازی می کنند. من نمی‌گویم با آنها برخورد کنید. فقط از آنها بپرسید فرزندان چه کسانی هستند؟ قطعا بدانید یا جزء بدهکاران کلان بانکی هستند یا از آقازادگان هستند و از طرفی طعمه های آنها مردم ضعیف و بی بضاعت هستند!


دست بریده در جیب موتور سوار!

دست بریده در جیب موتور سوار!

دست بریده
در ترافیک عصر گاهی یک موتور سوار با سرعت سرسام آور با یک خودروی پرادو برخورد کرد و نقش زمین شد و همین مساله ترافیک را تشدید کرد و مردم کنجکاو را به سوی صحنه تصادف کشانید.


یک عصر پاییزی در یکی از خیابان های شمالی تهران حادثه ای رخ داد که بسیار تامل برانگیز است.

به گزارش خبرنگار شفاف، در ترافیک عصر گاهی یک موتور سوار با سرعت سرسام آور با یک خودروی پرادو برخورد کرد و نقش زمین شد .

همین مساله ترافیک را تشدید کرد و مردم کنجکاو را به سوی صحنه تصادف کشانید.

راننده خودروی پرادو نیز به تبع پیاده شد تا ببیند حال عمومی موتور سوار چطور است و آیا نیازی به بیمارستان دارد یا خیر اما با صحنه بسیار وحشتناکی رو به رو شد.

یک دست قطع شده که چند النگوی طلا مچ آن را زینت داده بود و به نظر می رسید موتور سوار با بی رحمی تمام دست یک شهروند خانم را برای چند النگو قطع کرده است.

این صحنه خشم مردم را برانگیخت و تا حاضر شدن پلیس در صحنه مردم در شوک به سر می بردند.

به نظر می رسد باید احتیاط های لازم توسط خود شهر وندان برای جلوگیری از وقوع چنین جرم هایی اندیشیده شود ضمن این که پلیس نیز باید توجه ویژه ای برای کنترل مناطق خلوت تهران داشته باشد و برخورد قاطع با این مجرمان صورت گیرد تا شاهد چنین حوادث تلخی در سطح جامعه نباشیم.

شغل عجیب این خانم “خدمات خوابی راحت در آغوشی گرم” است!!!

شغل عجیب این خانم “خدمات خوابی راحت در آغوشی گرم” است +عکس

 

“جکی سائل” ۲۹ ساله یک جای خواب دنج در نیویورک تاسیس کرده است . او در این مکان به مشتریان خدمات خوابی راحت در آغوشی گرم هدیه میدهد. وی از این طریق هزینه نگهداری از پسرش و تحصیل کردن خود را میپردازد.

شغل عجیب این خانم خدمات خوابی راحت در آغوشی گرم است +عکس

او در حالی غریبه ها را به یک خواب راحت در خانه اش و در رختخوابش دعوت میکند که این خواب براش مشتریان ساعتی ۶۰ دلار هزینه در بردارد. بسیاری از افراد وی را” تن فروش” نام نهاده اند و این کار او را نوعی تن فروشی میدانند و از او بخاطر این مسئله انتقاد کرده اند، اما او تاکید میکند که شغل او هیچ رابطه ای با تن فروشی ندارد و هیچ رابطه نزدیکی میان او و مشتریانش وجود ندارد. او میگوید: من تنها میدانم چگونه با درآغوش گرفتن مشتری احساس امنیت و آرامش را به او منتقل کرده و خواب راحتی برایش فراهم کند.
او میگوید اکثر مشتریهای من تنها به کسی نیاز دارند که کنارشان باشد و آنها را لمس کند اما اکثر مردم از روی کنجکاوی به این مکان می آیند. او حتی برای این شغل عجیب تبلیغات زیادی به صورت آنلاین دارد و از این طریق مشتریان زیادی جذب کرده است.
او به مشتریان اجازه میدهد هرجای منزلش را که دوست دارند برای خواب انتخاب کنند . او اضافه میکند مشتریانش اجازه ندارند قسمتهایی از بدن او را لمس کنند و حتی هنگام خواب باید حتما لباس به تن داشته باشند. مشتریان او به قدری زیاد شده اند که او مجبور شده است یک نفر دیگر را هم استخدام کند تا در این کار دستیار او باشد.


✘ تاحالا به این فکر کردین
با اینکه سگ به وفاداری
معروفه اما چرا میگن:
مثه سگ پشیمون میشی؟
چون ته وفاداری
پشیمونیه...

--------------------------------

✘ شیخ محلمون میگفت:
رقص حرومه...
واسه همین هیچوقت
یاد نگرفتم...
اما حالا هرشب با
مشروب
قرص
سیگار
و
خیالِ تو میرقصم...
ببین
چه حروم تو حرومی
ساختی از من لعنتی...

----------------------------------

✘ حالم عالیه...
اما دلم واسه اون روزایی
تنگ شده که میتونستم
از ته دل بخندم...

----------------------------------

✘ يک جمله زيبا از طرف خدا :

“قبل از خواب ديگران را ببخش
و من قبل از اينکه بيدار شويد،
شما را بخشيده ام” . . .

--------------------------------------
✘ پسر ایرونی...
اگه خون ایرونی تو رگاته...
اینبار که یه دختر خانوم خوشگلو دیدی....
هوسو تو خودت بکش....
به آسمون رو کن....
خدارو واسه خلق این زیبایی....
شکر کن...!

------------------------------------
✘ باید به بعضیا گفت : عزیزم . . .
تـــو روی پاهات نمیتونی وایسی؛
چه برسه به حرفاتــــــــ

---------------------------------
✘خدا جون به فرشته ها شعور داد
بدون شهوت
به حیوانات شهوت داد
بدون شعور
و به انسان هردو رو
انسانی که
شعورش بر شهوتش غلبه کنه
از فرشته بالاتره
و انسانی که شهوتش بر شعورش
غلبه کنه از حیوان پست تره.........


-----------------------------


✘ من غــــــرورم را به راحتــــــی به دست نیــــــاوردم


کــــــه هر وقت دلـــت خواست خـــــردش کنی ...

غـــــــرور من اگر بشکـنـــــــد

با تـــکـــــه هـــایـــــش

شاهـــــــرگ زنــــدگـــــی تـــــو را نیز خواهـــــم زد.....

------------------------------------------
✘ببین تنهایی نه با
قلم نوشته میشه
نه با دکمه های این
کیبورد...
تنهایی رو با بغض
مینویسن...
میفهمی...!


--------------------------------

✘ به سلامتی خودم
که بغض مزه ام بود
و اشک مشروبم...
وقتی که تو ساده میرفتی
و میگفتی:
نوووووووووووووووش...



این نوشیدنی از سرطان رحم پیشگیری می کند!!

این نوشیدنی از سرطان رحم پیشگیری می کند

قهوه
متخصصان علوم پزشکی دانشگاه هاروارد در یک آزمایش جدید دریافته‌اند زنانی که روزانه بین 4 تا 6 فنجان کوچک قهوه می‌نوشند کمتر در معرض خطر ابتلا به سرطان رحم هستند.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا،‌ این متخصصان همچنین یادآور شدند مردانی هم که همین میزان قهوه در روز می‌نوشند کمتر در معرض ابتلا به سرطان پروستات هستند. این یافته حاصل مطالعه روی 117 هزار زن و مرد داوطلب است که در یک مطالعه 20 ساله شرکت کرده بودند.

به نوشته روزنامه دیلی میل، به گفته پزشکان، این تاثیر حتی در صورت مصرف قهوه فاقد کافئین در شرکت کنندگان مشاهده شد و همین امر تایید می‌کند که تاثیرات ضد سرطانی قهوه ارتباطی با کافئین موجود در این نوشیدنی ندارد.

بنابراین گزارش، در حالی که بسیاری از مردم مقدار مصرف روزانه قهوه را محدود می‌کنند چون این نوشیدنی می‌تواند باعث افزایش فشار خون شود اما از سوی دیگر گروهی از مطالعات نشان می‌دهند که قهوه، مزایای قابل توجهی برای سلامتی دارد.

آزمایش‌ها همچنین نشان می‌دهند در افرادی که به طور مداوم قهوه مصرف می‌کنند خطر ابتلا به دیابت نوع دوم، سرطان روده و حتی بیماری پارکینسون کاهش می‌یابد. در یک مطالعه جدید نیز معلوم شد زنانی که روزانه چهار فنجان قهوه یا بیشتر می‌نوشند 25 درصد کمتر با خطر ابتلا به سرطان آندومتر (پوشش داخلی رحم) مواجهند.

این متخصصان درعین حال تاکید کردند که مصرف چای تاثیر مشابه ندارد. این آزمایشات در عین حال نشان داد مردانی هم که در طول روز شش فنجان یا بیشتر قهوه می‌نوشند، 18 درصد کمتر با خطر ابتلا به سرطان پروستات مواجه می‌شوند و همچنین در مردان مبتلا به این سرطان نیز نوشیدن قهوه احتمال پیشرفت بیماری را تا 60 درصد کاهش می‌دهد.

غدیر تهنیت باد

آدمای عحیب!!!

ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه . تادهنشو وا می کرد آب می رفت تو دهنش نمی تونست بگه .دست کردم تو آکواریوم درش آوردم . شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن . دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو . اینقده بالا پایین پرید خسه شد خوابید . دیدم بهترین موقع تا خوابه دوباره بندازمش تو آب. ولی الان چندساعته بیدار نشده . یعنی فکرکنم بیدار شده دیده انداختمش اون تو قهر کرده خودشو زده به خواب .......!!!!!!!
این داستان رفتار بعضی از آدم هایی است که کنارمونند . دوستشون داریم و دوستمون دارند ولی ما رونمی فهمند و فقط تو دنیای خودشون دارند بهترین رفتار را با ما میکنند.

خانه ی بی زن!

خانه چون فانوس خاموش است و شمع خانه نیست
باغ اگر بی گل شود انگیزه در پروانه نیست
تا ز بزم گرم یاران ساقی گل چهره رفت
درحریفان گریه هست و نغمه ی مستانه نیست
بلبلم اما ندارم نغمه در باغ خزان
هر صدف باشد خزف گر در دلش دردانه نیست
دست زن باید که افزوزد چراغ عمر را
خانه ی بی باغبان را لطف در گلخانه نیست
بی پناه دست او یک دم ندارم تکیه گاه
در گریبان می برم سر را اگر بر شانه نیست
گر نباشد شهرزاد قصه گو از شب چه سود
زن بود خود شهرزاد و این سخن افسانه نیست
هر قفس را نغمه ی بلبل گلستان می کند
خانه ی بی زن برای مرد جز غمخانه نیست!


دفترچه مشق دخترک فقیر (برگرفته از وب ایراج عزیز)

دفترچه مشق دخترک فقیر

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا...دخترک خودش را جمع و جور کرد ، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟

معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد : (چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ ها؟

فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انضباطش باهاش صحبت کنم )

دخترک چانه لرزانش را جمع کرد... بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت :

خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن... اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه نکنه... اونوقت...

اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم...

اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم...

معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین سارا...

و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد...

از شکستن قلنج چه می‌دانید؟

از شکستن قلنج چه می‌دانید؟

قلنج
شاید شما هم جزو آن دسته از مردم، به ویژه جوان‌ترهایی باشید که گهگاه با به صدا درآوردن انگشتان دست، گردن یا مهره‌های کمرشان، اصطلاحا قلنجشان را می‌شکنند.
شاید دیده باشید کسانی را که این کار را پیوسته و مدام انجام می‌دهند. اگر خودتان هم جزو این افرادید، خوب است در‌این‌باره بیشتر بدانید:

در سال 1971 میلادی دو دانشمند آلمانی به مفصل سوم بین انگشت و کف دست نیرویی کششی وارد آوردند و با مشاهده شکل‌گیری حباب‌هایی از گاز در این آزمایش ثابت کردند که فشار بر مفاصل یاد شده سبب آزاد شدن گاز Co2 می‌شود.

وارد آمدن نیروی کششی بین سطوح مفصل سبب افزایش حجم آن و کاهش فشار مایعی می‌شود که درون مفصل است. این کاهش به خروج گاز درون مفصل و ایجاد حباب می‌انجامد.

وارد آوردن فشار به خصوص با شکستن قلنج سبب حرکت مایع درون مفصل به قسمت‌هایی می‌شود که زیر فشار کمتر باشد.

صدای حاصل از شکستن قلنج به سبب خوابیدن یا ترکیدن همین حباب‌های گاز در جریان حرکت مایع درون مفصل است.

شکستن قلنج کمر، گردن و به خصوص انگشت‌ها برای رفع خستگی، شاید موجب احساس راحتی شود، اما عارضه ساییدگی زودرس مفصل‌ها را به دنبال خواهد داشت.

با اولین نشانه‌های ساییدگی، درد و التهاب مفاصل به ویژه در انگشت‌ها و گردن که حساس‌تر از مهره‌های کمر هستند شروع خواهد شد. در میان انگشتان دست، انگشت شست بیش از انگشتان دیگر در معرض خطر است.

چرخش ناگهانی در ناحیه گردن و به ویژه کمر هم بسیار خطرناک قلمداد شده، آسیب‌های ستون فقرات و عضلات گردن را شدیدتر می‌کند.

شکستن قلنج به سبب ایجاد حس راحتی و رفع موقت خستگی، ممکن است سبب تکرار و عادت به انجام عمل شود. تکرار و عادت، افزون بر ایجاد اختلال وابستگی روانی، خرابی‌ها و آسیب‌های مفصلی را زودتر و شدیدتر پیش می‌آورد.

تا آنجا که می‌توانید از شکستن قلنج مفاصل‌تان خودداری کنید.

شکایت شتر!!!!!!!!!!!!!

مردی هنگام مرگ خود در خواست کرد تمام اهل خانواده اش در بالینش جمع شوند تا از آنها حلالیت بطلبد.

در آخر گفت شتر مرا هم بیاورید تا او هم مرا حلال کند، چون شتر را به حضور او آوردند دست محبتی بر سر و صورت او کشید و گفت:

ای حیوان! مدتها بود که به من سواری می دادی و از برای من زحمت می کشیدی چنانچه در این مدت صدمه ای به تو رسیده یا در آب و علفت کوتاهی نموده ام مرا حلال کن.

شتر گفت: هر بدی از ناحیه تو به من رسیده می گذرم؛ مگر یکی از آنها را که هرگز نمی بخشم و آن اینکه گاهی تو افسار مرا به پالان الاغ می بستی و سوار او می شدی و مرا به دنبال الاغ می بردی و مردم با دیده حقارت به من نگاه می کردند که الاغی جلو دار من شده، بر من این کار تو سخت می گذشت و در قیامت جلوی تو را می گیرم که چرا توهین به حیثیت من نمودی و الاغی را بر من مقدم داشتی،

مگر نمی دانستی مقدم داشتن کوچک و نادان بر بزرگ و دانا خلاف عدالت و گناهی نابخشودنی است!

(منبع: منهاج السرور)

سکته روباه با مرام!!!!!!!!!!!!!!!

 نامش اصغر درخشان است، هفت سالی می‌شود که می‌شناسمش. نخستین بار در ارتفاعات بالادست تنگ زندان واقع در شمال منطقه حفاظت شده سبزکوه دیدمش ... او یکی از محیط‌بان‌های پاسگاه چهارتاق در جنب ناغان بود؛ محیط‌بانی که افتخار می‌کند به رسالتی که برعهده گرفته است ...
چندی پیش دوباره او را دیدم، اینبار در کنار زاینده رود و در نزدیکی‌های منطقه حفاظت شده شیدا ...
برایم داستانی را تعریف کرد که تکانم داد و اشک از چشمانم جاری ساخت ... قرار است یک گروه فیلمساز، ماجرایی را که او دیده است، تبدیل به یک فیلم کند ... اما تا آن زمان، فکر می‌کنم کمترین قدردانی از او و از روح بلند آن روباه شیدا، آن است که شما خوبان روزگار و مخاطبان عزیز دل‌نوشته‌هایم را هم از آن آگاه کنم.
خواهشم این است که شما هم پس از خواندن این داستان، آن را با دوستانی که بیشتر دوست‌شان دارید، به اشتراک نهید تا ایرانیان بیشتری بدانند که یک حیوان، یک روباه هم ممکن است چنان در برابر هم‌نوعانش شرمنده و خجالت‌زده و شرمسار شود که نتواند به زندگی برگردد و تمام کند ...

اصغر می‌گوید: روزی که مشغول گشت زنی در منطقه حفاظت شده شیدا بوده است، متوجه انباشت مقداری لاشه مرغ می‌شود که احتمالاً از طریق مرغداری‌های محل و پنهانی در آن ناحیه تخلیه شده بودند. وی می‌گوید: در همان لحظه که می‌خواستم به سمت لاشه‌ها حرکت کنم، دیدم یک روباه به سرعت به سمت آنها رفته و می‌کوشد تا لاشه‌ها را استتار کند و سپس از منطقه دور می‌شود ... اصغر هم بلافاصله خود را به محل استتار رسانده و جای مرغ‌ها را عوض می‌کند ...
از او می‌پرسم: چرا این کار را کردی؟ می‌گوید: می‌خواستم ببینم آیا واقعاً آنقدر که می‌گویند: روباه‌ها باهوش هستند، درست است یا خیر؟
خلاصه اصغر گوشه‌ای کمین می‌کند تا روباه دوباره برگردد ... منتها اینبار با کمال تعجب، در‌می‌یابد که روباه قصه‌ی ما تنها نیست و با خود چند روباه دیگر را هم آورده است. آنها اما هر چه می‌گردند، لاشه مرغ‌ها را نمی‌یابند ... تا سرانجام، همه‌ی روباه‌ها خسته شده و به دور روباه اصلی، حلقه می‌زنند ...
اصغر می‌گوید: آنچه که داشتم می‌دیدم، برایم باورکردنی نبود و اگر با چشم خودم نمی‌دیدم، امکان نداشت که قبول کنم ... زیرا روباهی که در مرکز حلقه ایستاده بود، نخست به تک تک روباه‌ها نگاه کرد و آنگاه، ناگهان مانند یک لاشه بر زمین افتاد و بی‌حرکت ماند ...
اصغر خود را بلافاصله به محل رساند که سبب شد تا دیگر روباه‌ها منطقه را ترک کنند ... اما به این نتیجه رسید که حقیقتاً انگار روباه مرده است! او حتا به سرعت دامپزشک منطقه، آقای دکتر تراکنه را هم خبر کرد؛ اما او نیز نتوانست کاری بکند ... زیرا واقعاً روباه مرده بود ... حیرت‌انگیزتر آن که پس از معاینه و کالبدشکافی لاشه حیوان، معلوم شد که روباه قصه ما در اثر ایست قلبی، جانش را از دست داده است!

آری ... روباه‌ها هم ممکن است چنان در پیشگاه رفقای خود، احساس شرمساری و خجالت کنند که توان از دست داده و سکته کنند.
روباه شیدا، بی شک روباه بامرامی بود که دلش نمی‌خواست به تنهایی آن همه غذا را بخورد و برای همین رفقایش را خبر کرد ... و بی‌شک، من اگر جای اصغر بودم، آن آزار را روا نمی‌داشتم و می‌گذاشتم تا آنها از آن غذا بی هیچ ترسی نوش جان کنند ... اما عملکرد اصغر سبب شد تا دریچه‌ای دیگر به سوی جهان حیوانات گشوده شود و ما دریابیم که چه قوانین و سلوکی در بین آنها جاری است ...
روباه‌ها، انگار جوانمردی و رفاقت و مرام و شرمندگی را خوب می‌فهمند؛ باید به آنها احترام نهاد و این جوانمردانه نیست تا عده‌‌ای سنگدل به نام شکارچی، این حیوانات محترم را نامحترمانه آزار رسانند و یا حتا هدف گلوله مرگبار خود قرار دهند.

دوستان من:
ماجرای این روباه بامرام و شیدا را تا می‌توانید انتشار دهید، شاید سبب شود که یک شکارچی برای همیشه تفنگش را به دیوار منزلش آویزان کند.

بوسه

............آه ای مرد که لبهای مرا
از شرار بوسه ها سوزانده ای
هیچ در عمق دو چشم خامشم
راز این دیوانگی را خوانده ای؟
هیچ میدانی که من در قلب خویش
نقشی از عشق تو پنهان داشتم؟
هیچ میدانی کز این عشق نهان
آتشی سوزنده بر جان داشتم؟
گفته اند آن زن زنی دیوانه است
کز لبانش بوسه آسان می دهد
آری اما بوسه از لبهای تو
بر لبان مرده ام جان میدهد
هرگزم در سر نباشد فکر نام
این منم کاینسان تو را جویم به کام
خلوتی میخواهم و آغوش تو
خلوتی میخواهم ولبهای جام
فرصتی تا بر تو دور از چشم غیر
ساغری از باده هستی دهم
بستری میخواهم از گلهای سرخ
تا در آن یک شب تو را مستی دهم
آه ای مردی که لبهای مرا
از شرار بوسه ها سوزانده ای
این کتابی بی سرانجامست و تو
صفحه کوتاهی از آن خوانده ای

(فروغ فرخزاد)

دوباره!!!

دوباره حس غریبی شبیه رفتن باد
و طرح یک زن تنها که می شود آزاد ؛؛؛


-و چشمهای قشنگی دوباره گریان شد
همان دو چشم نجیبی که در قفس افتاد.



-خیال خاطره هایی عجیب دلتنگند
خیال یک زن نازا که می رود از یاد....



-صداقتی که زمانی شبیه آیینه بود
شکست،رفت،ندانم به ناکجا آباد ...


-و پشت پنجره باران دوباره می بارد
ومرد؛قلب زنی را به رایگان پس داد

مترسک!!!!!!!!

 



از مترسکی سوال کردم:آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده‌ای ؟
پاسخم داد : در ترساندن دیگران برای من لذتي به یاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و
هرگز از آن بیزار نمی‌شوم!
اندکی اندیشیدم و سپس گفتم :
راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!
گفت : تو اشتباه می کنی!
زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!!!
جبران خلیل جبران

جوانمردي پهلوان تختي((بر گرفته از وب کویر انارک)

از بهترين و نفس گيرترين كشتي هاي پهلوان تختي ، كشتي او با سيراكف بلغاري در دور نهايي بود. حريف تختي شگرد "بارانداز" را بسيار سريع و فني اجرا مي كرد. پس از شروع مسابقه ، تختي با يك بار زير گرفتن او را خاك كرد. و پاي او را در "سگك " گير انداخت .سيراكف مقاومت كرد و كشتي سرپا اعلام شد. غلامرضا اين بار هم زير گرفت و او را خاك كرد و باز پاي او را در سگك تحت فشار قرارداد. دقيقه ي آخر بود و فشار سگك موجب ناراحتي شديد سيراكف شد. او با دست به پايش اشاره كرد. تختي كه متوجه ناراحتي حريف شد او را رها كرد و از جا بلند شد. در اين هنگام فرياد اعتراض تماشاچيان برخاست كه چرا تختي چنين كرد.سيراكف كه اين عمل جوانمردانه را از حريف خود ديد منتظر داور نشد. دست تختي را به گرفت و به عنوان برنده بالا برد . تختي به مربي خويش نگريست .اشك در چشمان او حلقه زده بود.

حرف های دلم برگرفته از وب صبورم هنوز



✓خدایا کسی که چیزی قسمتش نیست,عادتش مده...

✓همه ی درد من این است:
یک نفر در زندگی من هست...
که نیست...!!

✓چقدر سخت است که ببینی غریبه ها بهتر از آن یک نفر ،
احساست را می فهـمـنـد .

✓وقتی قبلا بهترین ها را در یک نفر دیــــده باشی ...
ســخت می توانی خوبــــی ها را در دیگری پیدا کنی!!

✓دوست داشتن ، ربطی به دیدن ندارد
آدم ها خدا را هم ، دوست دارند هنوز ..

✓تو هنوز
با تمام نبودنت
تنها پناهگاه من از اين آدمهايی...

✓خفه ام مي كند اين هوا وقتي عطر تو در آن نيست..

✓چـه بـمانـی ،
چـه نـمـانـی
منی دیگـر وجـود نــدارد !
یا در تـو حل می شـوم
یا بـی تــو گـــُم ..

✓دستانت که مال من باشد،
هیچکس مرا ..
دست کم نمی گیرد ...

✓آدمی که منتظــر است؛
هیچ نشــانی ندارد،
فقــط؛
با هــر صــدایی برمیگردد ..

✓فقط غروب جمعه نیست که دلگیر است ؛
کافیست دلت ،
گیــــــــر​ باشد ...!

✓دستــــم برای حافـــظ هم رو شـــده ،
نیـــت تمام فــالهای من بی شـــک تویی ..

✓خوش به حــال خــدا،
که لحظــه به لحظــه با توسـت
و من همیشه درباره ی تو با او حــرف میزنـــم.

✓چـــه ازدحــامی به پا کرده ای؛
در من
همیــن تو ... یک نفـــر !

✓گاهی فرار می کنم
از فکر کردن به تو
مثل رد کردن آهنگی که
خیلی دوستش دارم . .

✓باران که می بارد همه چیز تازه می شود
حتی داغ نبودنِ تو . . .

✓چگونه دنیا را نخواهم ........ ؟!
وقتی تو تمام دنیای منی !

✓مادرم میگفت:
دوستانت را ببین
همه به جایی رسیده اند
نمیدانست ،
منتظر نشسته ام
تا به تو برسم ...

✓در انتظار تو
کاسه ی صبر که هیچ ؛
صبر کاسه هم لبریز شد ...

✓هــــرکس جـــای مـــن بـــود
مـــی بـــریـــــد...
امــا مـــن هنــوز مــی دوزم
چشــــم بـــه امیـــد...!

✓خیال با تو بودن را با هرکه گفتم جوابم کرد
بگذار هرکس هرچه میخواهد بگوید؛
من هنوز به معــجــزه ایمان دارم ...

✓دیگر تـــــــنها نیستم !!!
مدتی ست با تـــــو
در خودم ...
زندگی میکنم ...

✓کاش میدانستی که
جهانم بی تو "الف" ندارد!

✓و من هر روز از خودم میپرسم؟!!
اینها که میگویند نوشته هایم زیباست !...
اگر ..
چشمهای تو را می دیدند !
چه می گفتند !!؟؟

✓مهم نیست که آخر ِ دنیاست خانه ات،
مهم من و این قدم هاست !
که تا به تو نرسد ،
آرام نمی گیرد !

✓اين روزا هر چقدر هم كه سرم شلوغ شده باشه ،
باز هم " هـــواي تـو " از سرم بيرون نميره !

✓نفرت دارم...
گریزانم...
از گذر لحظاتی که در آنها نیستی

ای کاش فقط

 افزودن نظر

امشب تمام حوصله ام را

در یک کلام کوچک

از تو

خلاصه کردم

ای کاش می شد

یک بار بگویم ” دوستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم

ای کاش فقط

تنها همین یک بار

تکرار می شد!


مردی که بابوسیدن معروف شد! بوسه زندگی! + عکس

مردی که بابوسیدن معروف شد! بوسه زندگی! + عکس
عکسی تاریخی که در 26 جولای 1967 توسط "روکو مورابیتو" گرفته شد...

عکسی تاریخی که در 26 جولای 1967 توسط "روکو مورابیتو" گرفته شد، بعدها و در سال 1968، جایزه معتبر پلیتزر را به عکاسش پیشکش کرد. عکسی ماندگار که به "بوسه زندگی" معروف شد، بازتابی گسترده در دنیا داشت.



راندال شامپیون، که یک سیم چین بود، با لمس سیم برق فشار قوی، بیهوش در میان زمین و آسمان معلق مانده بود. در این حال، همکارش، تامسون به سرعت خود را به او رساند و تنفس دهان به دهان را آغاز کرد. او این کار را آن قدر ادامه داد تا تنفس راندال بازگشت و او جانی دوباره گرفت.
شاید اگر آن روز تامسون کمی دیرتر خود را به همکارش می رساند، او دیگر به زندگی باز نمی گشت. به همین دلیل این عکس به "بوسه زندگی" معروف شد.

گردآوری:گروه سرگرمی سیمرغ

وصیت نامه' شادروان ابوالقاسم حالت

وصیت نامه' شادروان ابوالقاسم حالت

طنز نويس معروف مجله هاي توفيق و گل آقا با تخلص

'خروس لاري"'
------------ ----
بعد مرگم نه به خود زحمت بسيار دهيد
نه به من برسر گور و کفن آزار دهيد

نه پي گورکن و قاري و غسال رويد
نه پي سنگ لحد پول به حجار دهيد

به، که هر عضو مرا از پس مرگم به کسي
که بدان عضو بود حاجت بسيار دهيد

اين دو چشمان قوی را به فلان چشم چران
که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهيد

وين زبان را که خداوند زبان بازي بود
به فلان هوچی رند از پی گفتار دهید

کله ام را که همه عمر پر از گچ بوده است
راست تحويل علي اصغر گچکار دهيد

وين دل سنگ مرا هم که بود سنگ سياه
به فلان سنگتراش ته بازار دهيد

کليه ام را به فلان رند عرق خوار که شد
ازعرق کليه او پاک لت و پار دهيد

ريه ام را به جواني که ز دود و دم بنز
درجواني ريه او شده بيمار دهيد

جگرم را به فلان بی جگر بی غیرت
کمرم را به فلان مردک زن باز دهید

چانه ام را به فلان زن که پي وراجي است
معده ام را به فلان مرد شکمخوار دهيد

تا مگر بند به چيزي شده باشد دستش
لااقل تخم مرا هم به طلبکار دهید!!

نکاتی درباره خواب بچه های مدرسه ای

نکاتی درباره خواب بچه های مدرسه ای

نکاتی درباره خواب بچه های مدرسه ای
شاید شما هم از زمان آغاز فعالیت مدارس با موضوع بدخوابی بچه‌ها مواجه شده باشید؛ بچه‌هایی كه براحتی راضی نمی‌شوند به رختخواب بروند؛

خواب بچه‌ها
شاید شما هم از زمان آغاز فعالیت مدارس با موضوع بدخوابی بچه‌ها مواجه شده باشید؛ بچه‌هایی كه براحتی راضی نمی‌شوند به رختخواب بروند؛ دیر می‌خوابند و در نتیجه صبح‌ها هم راحت بیدار نمی‌شوند، اما بد نیست بدانید كه مسائل مربوط به خواب بچه‌ها یكی از شایع‌ترین مشكلاتی است كه والدین با آن روبه‌رو هستند. بسیاری از پدرها و مادرها نمی‌دانند چگونه باید فرزندانشان را راضی كنند كه به موقع بخوابند. یا شاید هم شما كودك خردسالی دارید كه می‌خواهید از همین ابتدا عادتی صحیح در مورد خوابیدن در او ایجاد كنید؛ عاداتی كه یك عمر همراه او بماند.
بعضی از كودكان مشكلات مزمن خواب دارند و بسیاری از آنها نیز (همانند بزرگسالان) در طول روز خواب‌آلود هستند. ولی می‌توان كاری كرد تا بچه‌ها راحت‌تر و بهتر بخوابند. با این شرایط خودتان نیز راحت‌تر خواهید شد.

خواب بچه‌های مدرسه‌ای
بچه‌ها در دوران مدرسه هم به 9 تا 12 ساعت خواب كافی شبانه احتیاج دارند، اما در این سنین بچه‌ها تمایل بیشتری دارند تا بیدار بمانند و در نتیجه اغلب كمبود خواب دارند، اما اینجا وظیفه شما پدر و مادر گرامی است تا خواب كافی فرزندتان را در نظر داشته و به او در حفظ آن كمك كنید.

اگر كودك شما در مدت زمان 15 تا 30 دقیقه بتواند بخوابد، صبح براحتی و در زمان مناسب بیدار شود و در تمام طول روز هوشیار و سرحال باشد مشخص است كه خوابی كافی و مناسب داشته است. برای این كار از معلم او نیز سوال كنید تا مطمئن شوید كودك در طول روز و در مدرسه سرحال و بیدار است. به بیان دیگر، اگر كودك بتواند راحت به رختخواب برود، راحت بخوابد و به آسانی بیدار شود، به احتمال زیاد خواب كافی و مناسب دارد.

ممكن است فرزند شما، از ساعت خوابش شكایت داشته و ناراحت باشد. بخصوص اگر دوستان او ساعاتی بیشتر بیدار بمانند. بچه‌ها معمولا در دوران مدرسه خود را با دوستانشان مقایسه می‌كنند و خیلی دوست ندارند كه تفاوت زیادی بین آنها وجود داشته باشد. بنابراین در چنین شرایطی به او بگویید كه هر فردی عادات خاص خود را دارد و این ساعت خواب برای او مناسب است.

ترویج عادات صحیح خواب
زمان خوابی مشخص برای او تعیین كنید. در ضمن بهتر است هنگام خواب او را تنها به اتاقش نفرستید و زمانی را در كنار كودك بمانید، اما در این مورد قاطع باشید و همیشه به ساعت خواب پایبند بمانید. همیشه در همان زمان مقرر، چراغ‌ها را خاموش كرده و آماده خواب شوید؛ البته برای این‌كه ساعت مناسبی انتخاب كنید، باید در رفتار و حالات فرزندتان كمی بیشتر دقت كنید. هنگام شب مراقب باشید در چه ساعتی كودك خسته شده و كم‌كم سرعت كارهایش كاهش می‌یابد. در این ساعت‌ها كودك بیشتر آماده خوابیدن است و راحت‌تر به خواب می‌رود.

بهتر است برنامه روزانه نیز منظم و دقیق باشد. ساعات بیدار شدن، غذا خوردن، خواب نیمروز و بازی كردن و تماشای تلویزیون هم باید ثابت و بر اساس برنامه باشد. با این شیوه بچه‌ها هم راحت‌تر به خواب خواهند رفت.اما به یاد داشته باشیم كه این برنامه باید همه جا و در همه مكان‌ها قابل اجرا باشد. برنامه‌ای كه تنها در خانه رعایت شود و خارج از خانه ممكن نباشد، به خوبی طراحی نشده است.

از نور محیط نیز به نفع خود استفاده كنید. هنگام شب و با نزدیك شدن به ساعات خواب، نور چراغ‌ها را كم كنید. صبح نیز كودك را در نور و روشنایی قرار دهید. این تغییر نور كمك می‌كند تا مغز كودك راحت‌تر به این چرخه خواب و بیداری عادت كند.

البته دقت كنید، هیچ وقت از خوابیدن و رفتن به رختخواب به عنوان تهدیدی برای كودك استفاده نكنید.

گردآوری:گروه سبک زندگی سیمرغ

رکورد قیمت سکه شکسته شد

رکورد قیمت سکه شکسته شد

رکورد قیمت سکه
قیمت هر سکه بهار آزادی طرح جدید به یک میلیون و 13 هزار تومان رسید.


علی پاکزاد: بنابرگزارش مندرج در سایت رسمی اتحادیه صنف سازندگان طلاو جواهر و صراف تهران، قیمت سکه بهار آزادی رکورد شکنی کرده و به یک میلیون 13 هزار تومان رسیده است. نکته جالب آنکه رشد قیمت سکه طرح جدید به حدی بود که قیمت سکه طرح قدیم را پشت سر گذاشته و یک هزار تومان گرانتر از قیمت آن در بازار مورد مبادله قرار گرفته است.

قابل ذکر است بالاترین قیمت ثبت شده برای هر سکه بهار آزادی طرح جدید در سال 90 مربوط به سوم بهمن ماه بود که قیمت هر قطعه سکه به یک میلیون 10 هزار تومان رسید. در آن تاریخ قیمت هر دلار آمریکا معادل 2100 تومان به ثبت شده ، در حالی که امروز در آخرین ساعات مبادلات قیمت دلار به 2530 تومان رسیده که در مقایسه با قیمت روز گذشته یعنی دوم مهرماه سال 91 هر دلار 55 تومان افزایش داشته است.

براساس گزارش هرنیم سکه 506 هزار تومان، ربع سکه 253 هزار تومان و هر سکه یک گرمی با قیمتی معادل 142 هزار تومان مورد مبادله قرار گرفته است.


رهــایــت نمــی کنم ..(برگرفته از وب صبورم هنوز)

تــو نیستـی

امــا مـن برایــت چــای میریزم ؛

دیـروز هــم که نبــودی ، برایــت بلیط سینمــا گرفتــم .

دوســت داری بخنــد ...

دوســت داری گریه کُن ،

و یا دوســت داری مثــل آینــه مبهــوت باش

مبهــوت مــن و دنیــای کوچکــم !

دیگــر چه فرقــی می کند باشــی یا نباشــی ..

مــن با تــو زندگــی مــی کنم !

( رســول یونــان )

+ بعضــی چیــزها را با " پـول پــدر " هم نمــی شود خرید ، مثـل او .....

+ نجاتــم بده ؛ دارم در میــان امــواج خیالــت غــرق مــی شوم !

+ دنیــا تمــام می شود وقــتی ، مخاطب خاص مــن ، نمـی خواهـد خاص تریـن مخاطبـم باشــد .

+ جهنــم یعنــی روزهــایی که نیستــی ..

+ چــه تراژدی غمنـاکی ، وقــتی برای همه کَسَت ، هیـچ کَس نباشـــی .

+ شــاید تنــها کسی نیستــم که دوســتت دارم ، اما کسی هستــم که تنهــا تو را دوســت دارم.

+ بهتــرین لذتــی که تو دنیا هســت اینه که بدونـی یه نفــر خیلـــی دوســـــت داره ...

حرکت احمقانه دختر 28ساله آمریکایی برای جلب توجه!!

حرکت احمقانه دختر 28ساله آمریکایی برای جلب توجه!!

حرکت احمقانه دختر 28ساله آمریکایی برای جلب توجه!! (+عکس)
بتانی استورو 28 ساله مدعی شده بود که در کافی شاپ نشسته بوده که دختر ...

یکی دو هفته ای جهانیان در برابر داستان اسید پاشی روی دختر امریکایی موضع گرفتند تا اینکه معلوم شد حادثه 30 آگوست در اوریگان دروغین بوده است
.
بتانی استورو 28 ساله مدعی شده بود که در کافی شاپ نشسته بوده که دختر دو رگه سیاه سفیدی نزد او امده و وی را دختر زیبا خطاب کرده و اسید روی صورتش ریخته است. این حادثه که در ونکوور در 16 کیلومتری شمال پورتلند رخ داد باعث واکنش شدید مردم شده و دهها نیروی پلیس با چهره نگاری مظنون دست به عملیات گسترده ای برای یافتن اسید پاش زدند. اما در کمال نا باوری پدر دختر جلوی دوربین رسانه ها قرار گرفته و اعلام کرد که دخترش درباره اسید پاش دروغ گفته است و از تمام همسایه ها و مردم شهر و کشور معذرت خواهی کرد.
در اینکه صورت وی با اسید تخریب شده شکی نیست اما اینکه فردی این کار را انجام داده یا نه، کل داستان مشکوک شده است و علی رغم صرف دهها ساعت کار برای یافتن مظنون، پلیس با علامت سوال بزرگی در این باره روبرو شده است.
تماس تلفنی ضبط شده در مرکز فوریتهای پلیسی حاکی از ریخت اسید روی صورت دختر در خانه وی است در حالی که وی قبلا گفته بوده حادثه در کافی شاپ نزدیک خانه و هنگام بازگشت از سر کار رخ داده است.
از طرف دیگر مردم و سازمانهای خیریه با جمع آوری مبالغ زیادی و اهدای آن به خانواده بتانی سعی کردند با وی همدردی نموده و هزینه های درمان صورت وی را پرداخت کنند.
پدر بتانی در مصاحبه با رسانه ها همچنین گفت پول ها و هدایا را با صاحبانش بر می گرداند. وی همچنین گفت وقتی دخترمان مطالب مربوط به اسیدپاش را گفت انها چاره ای جز حرف شنوی از دخترشان را ندیدند و به همین خاطر سکوت پیشی گرفتند.
کارشناسان می گویند ظاهرا بتانی از ناراحتی شدید روحی و افسردگی رنج می برد و با خود پاشی اسید روی صورت خود می‌خواسته توجه همگان را به خود جلب نماید.
پلیس هنوز تصمیم نگرفته علیه وی شکایت تنظیم نماید و تا دو هفته دیگر وقت است تا جزییات بیشتری از این ماجرا آشکار تر گردد.
گردآوری:گروه سرگرمی سیمرغ

وفاداری یک سگ به جفت نابینایش!!

وفاداری یک سگ به جفت نابینایش!! وفاداری یک سگ به جفت نابینایش!! + عکس

یکی از این سگ‌ها به علت بیماری چشمان خود را از دست داده است اما همواره از سوی سگ دیگر همراهی و راهنمایی می‌شود.

یکی از این سگ‌ها به علت بیماری چشمان خود را از دست داده است اما همواره از سوی سگ دیگر همراهی و راهنمایی می‌شود!!!!!!

گردآوری:گروه سرگرمی سیمرغ